بی حضور تو ...

در انتظار توام

در چنان هوایی بیا

که گریز از تو ممکن نباشد

...

تو تمام تنهایی‌هایم را

از من گرفته‌ای

خیابان‌ها

بی حضور تو

راه‌های آشکار

جهنم‌اند

شمس لنگرودی

تنهایی...

و گرفتارم کرد

گل اندیشه ی درد

گل خوش بوی شقایق

گل درد

گل تنهایی من

گل تنهایی شب

گل تنهایی تب دار زمین

به چه می اندیشم؟

به غم شاعر شب؟

که چنین آواره

بین این شهر غریب

فکر تو همدم تنهایش است

به جز این گل

گل تنهایی هست؟

عباس جوخواست

غریب...

بی تو این عشق غریب است

بهارم

برگرد ...

ابراهیم.ک.ص

شب بیداد من...

در شب بیداد من فرهاد می گرید

و چه بی فریاد

جهان پیراست و بی بنیاد

می گرید ...

م.آزاد

وصال...

در ورای بوسه های عشق

مرگ را جان می کنم

هشدار!

جانم را نگیر...

حسین مردانی بهلولی

سهم ما ...

از واژه های من

تا چشم های تو

شعری شبیه دود

پیچیده است به خود

در هفت توی زندگی

در شهر سوت و کور

این است سهم ما

هر واژه ی کبود

رنج است

و

خاک و گور

شعری برای هیچ

شعری برای مرگ

از وبلاگ سایه زار

جویای رخ یار ...

این نکته مرا مظهر شادی ست که در عشق

جویای رخ یـــــــــــــــــــــــار ز اغیار نترسد ...

خسرو امینی